تبلیغات
..:: پایگاه اینترنتی حضرت فاطمه الزهرا (س) ::.. - آقای من ضمانتم را خواهی کرد ؟

..:: پایگاه اینترنتی حضرت فاطمه الزهرا (س) ::..

درباره ما

بسم رب الزهرا دوستان قدم بر روی دیده ی ما گذاشتید و منت گذاشتید
این وبگاه متعلق به حضرت فاطمه زهرا(س) میباشد پس ما نیازمند یاری و همکاری
صمیمانه ی شما ها هتسم تیم مذهبی ما طراحی های
رایگان هم انجام میدهد با ما تماس بگیرید
info@mohadaseh.ir/نظرات وبگاه
سامانه پیامکی:
50002010099745

نویسندگان

موضوعات مطالب

پیوندهای روزانه

لینک های ویژه

آماروبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دیگر امکانات

مطالب اخیر وبگاه

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

نظرسنجی

وبلاگم چطوره؟






برچسب‌ها

طراح قالب

ثامن تم؛مرجع قالب و ابزار مذهبی وبلاگ و سایت
شهادت امام علی (ع) تسلیت ... شهادت امام علی (ع) تسلیت ... شهادت امام علی (ع) تسلیت ...
سلطان خراسانی من این روزها بدهوای حریم امن شمارا کرده‌ام … دل است دیگر وقتی غصه به سراغش می‌آید دنبال ملجائی می‌گردد که در آن سکنی گزیند و به آرامش برسد …

امام رئوف قلب‌های شکسته دوباره این عاشق سر عهدی که بارها بست و عملی کرد قصد پرواز دارد

پرواز از آسمان شهرمان به سمت گنبد طلای شما …

امام خوبم پاهای آهوی بینوا به درد افتاد از بس دوید تا مگر ضامنی متوجه حضورش شود و ضمانتی کند!

آقای من ضمانتم را خواهی کرد ؟

من منتظرم …

مرا طلای گنبد تو بی‌قرار می‌کند

کسی مرا به دوش ابرها سوار می‌کند

خیال می‌کند که دیدن تو قسمتش شده

همین کسی که دارد از خودش فرار می‌کند

آقای من ضمانتم را خواهی کرد

 

عکس : سال ۹۲ – مشهد

پی‌نوشت :

خسته از تقویم‌هایم که به جبر برای من تعیین تکلیف می‌کنند که امروز باید شادباشم یا محزون!

قاعده بازی را همین زودی‌ها عوض خواهم کرد باید تقویم‌ها به حال دل من عادت کنند!


بخوانیم :

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ


بهش گفتم:

«توی راه که بر میگردی،یه خورده کاهو و سبزی بخر.»

گفت:

«من سرم خیلی شلوغه،می ترسم یادم بره.روی یه تیکه کاغذ هر چی می خواهی بنویس بهم بده.»؛

همون موقع داشت جیبش را خالی میکرد.

یک دفتر چه یادداشت ویک خودکار در آورد گذاشت زمین؛

برداشتمشان تا چیزهایی مه می خواستم،برایش بنویسم،یک دفعه بهم گفت:

«ننویسی ها!»

جاخوردم،نگاهش که کردم،به نظرم عصبانی شده بود!گفتم:

«مگه چی شده؟!»

گفت:

«اون خودکاری که دستته،مال بیت الماله.»

گفتم:

«من که نمی خواهم کتاب باهاش بنویسم!دو-سه تا کلمه که بیش تر نیست.»

گفت:

«نه!!.»

خاطره ای از سردار شهید مهندس مهدی باکری؛(فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا)!

نویسنده علی خاطری در ساعت 13 و 11 دقیقه و 03 ثانیه | نظرات()
جمعه 6 مرداد 1396 ساعت 09 و 20 دقیقه و 17 ثانیه
It is truly a great and helpful piece of info.

I am satisfied that you shared this helpful information with us.

Please keep us up to date like this. Thank you for sharing.
پنجشنبه 29 تیر 1396 ساعت 00 و 59 دقیقه و 26 ثانیه
What's up, after reading this awesome article i am too glad
to share my experience here with friends.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 ساعت 18 و 27 دقیقه و 34 ثانیه
An impressive share! I've just forwarded this onto
a coworker who has been doing a little homework on this.
And he actually bought me dinner simply because I discovered it for him...
lol. So let me reword this.... Thanks for the
meal!! But yeah, thanx for spending time to discuss this matter here on your web site.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 ساعت 10 و 06 دقیقه و 35 ثانیه
Hi every one, here every person is sharing these knowledge, so it's
good to read this webpage, and I used to go to see this web site
every day.
دوشنبه 27 بهمن 1393 ساعت 12 و 32 دقیقه و 59 ثانیه
تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی . فردریش نیچه

http://applesp.ir/
دوشنبه 27 بهمن 1393 ساعت 12 و 27 دقیقه و 56 ثانیه
تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی . فردریش نیچه

http://applesp.ir/
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )